۱۳۸۸ تیر ۳۰, سه‌شنبه

هر چه پيش آيد خوش نيايد

زمان مي گذرد، خون ها بر كف خيابان ها در حالا خشكيدن است. الله اكبرها جاي خود را به طنز شبانه داده و رنگ سبز ديگر گيرايي سابق را ندارد. چرا؟ كجاست آن شور و شوق دوران انتصابات ؟ كجايند آن مردماني كه با عشق به اصلاحات و " نه " به آقاي احمدي نژاد ايران را عطرآگين كردند ؟ كجايند رهبراني كه مردم را پاي صندوق هاي راي كشاندند و بعد خواهان ابطال آرا شدند؟

بيش از يك ماه گذشته و هر روز موج سبز ملت ايران در حال فروكش كردن است. آيا مردم مقصرند؟ به هيچ عنوان؛ ملتي كه با خون خود نام آزادي را بر سنگ فرش خيابان‌ها حك كرده است، مردماني كه ايراني را آن طور كه هست به جهانيان نشان دادند و انسان هايي كه بدور از هر زنده باد و مرده باد سر در راه مملكت نهادند نمي توانند مقصر باشند.

متاسفانه تا بدين جا جريان اصلاحات و به ويژه بانيانش نتوانسته و يا شايد نخواسته اند اين موج سبز را به ساحل برسانند. امروز آقاي موسوي كجاست ؟ از آقاي كروبي چه خبر؟ آقاي خاتمي هم كمتر شور و شوق سابق را دارند. آقاي هاشمي هم كه ... .

در انقلاب نارنجي اوكراين يكي از عوامل پيروز اين قيام حضور دائمي و موثر مردم و رهبرانشان، به ويژه شخص آقاي يوشچنكو در ميان مردم بود. در اوكراين رهبران به مردم مسير را نشان مي دادند و خود در مقام رهبري فعاليت هاي خويش را پيگيري مي كردند. اما امروز در ايران نه تنها رهبران ظاهري جنبش در مقام رهبري نيستند، بلكه خود را در سمت دنباله رو مردم قرار داده اند و ملت هر سو رود اين كسان به اصلاح ليدر را دنبال خود مي كشاند.

اگر امروز مردم به خيابان ها آيند و انقلاب آزادي ايران را پيگير كنند، آقايان موسوي و هاشمي و ... به صحنه خواهند آمد و خود را رهبر معرفي مي كنند؛ ولي اگر اين موج سبز در نتيجه عدم وقوع جزر و مد از بين رفته و ماهيتش را از دست دهد همين چهره‌ها سكوت كرده و هر از چند گاهي، آن هم بسيار محدود و كنترل شده در اين خاكستر گرم مي دمند و آتش را كمي شعله ور مي سازند، شعله بيرون مي آيد و تا قصد زبانه كشيدن مي كند آبي سرد بر پيكرش مي ريزند و اين رويه آنقدر ادامه پيدا خواهد كرد تا جز دودي غليظ نشاني از اين آتش اهورايي برجاي نماند.

البته اكنون نمي توان هيچ يك از سران اصلاحات را محكوم به خيانت و پشت كردن به مردم كرد، اما قراين و شواهد و روند نزولي و رو به موت جريان زمينه را براي اين بدگماني مساعد مي كند.

همين مسائل است كه باعث شده هيچ گاه نتوانم به چيزي به نام اصلاحات و به اشخاصي به نام اصلاح طلب در اين ساختار منقبض و بسته ايمان بياورم.

ايران بان

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر