آيا آقاي احمدي نژاد بركنار مي شود ؟
تا چند روز ديگر آقاي محمود احمدي نژاد موظف است كابينه خود را به مجلس شوراي اسلامي معرفي كند. اين در حالي است كه در چند روز اخير تحولاتي در ساختار دولت به وقوع پيوسته است كه گمانه زني ها را مبني بر تضعيف بيش از پيش دولت جمهوري اسلامي افزايش مي دهد.
همه چيز از انتصاب آقاي مشايي به عنوان معاون اول رئيس جمهور آغاز شد. پدر زن پسر آقاي محمود احمدي نژاد در ميان ناباوري جبهه اصول گرا با حكم رئيس دولت به اين سمت نائل شد. آقاي مشايي چند ماه پيش در جمع خبرنگاران مطالبي را عنوان كرد كه تا پيش از آن هيچ يك از سران نظام نه تنها جرات بازگو كردنش را نداشتند، بلكه به شدت با اقداماتي اين چنيني به مقابله برخواسته بودند. ايشان با اشاره به دوستي ملت ايران با تمام مردم جهان _ حتي ملت اسرائيل _ كاسه صبر تندروهاي نظام را لبريز كرد و باعث شد تا حناي اين اصول گراي قديمي ديگر پيش هم انديشانش رنگي نداشته باشد.
به علاوه ايشان در جمعي كه همزمان با خواندن قرآن، دف نيز نواخته مي شد حضور يافته و به تمجيد از ايشان پرداخت، اقدامي كه تا چند سال پيش با حكم مراجع ديني، بانيانش مرتد و به قتل مي رسيدند.
در اين چند روز از آقاي شريعتمداري در روزنامه كيهان گرفته تا آقاي احمد خاتمي در نماز جمعه تهران، جملگي خواهان بركناري آقاي مشايي از اين پست شدند و نهايتا آقاي خامنه اي در نامه اي سه خطي خواست خود مبني بر عزل آقاي مشايي را به گوش رئيس جمهور انتصابي كشور رساند و ساعتي بعد آقاي احمدي نژاد در نامه سه خطي ديگري خطاب به آقاي مشايي ايشان را از سمت معاون اولي رئيس جمهور بركنار كرد.
اما اين موضوع تنها گرفتاري دولت رو به موت ايران نبود؛ در جلسه هيات دولت اتفاقاتي افتاد كه به موجب آن آقاي محسني اژه اي، وزير اطلاعات جمهوري اسلامي از سمت خود استعفا داد. آقاي صفار هرندي، وزير ارشاد اعلام كرد كه ديگر در جلسات هيئت دولت شركت نخواهد كرد و بدين طريق كناره گيري خود را اعلام كرد. از سويي وزير بهداشت و وزير كار نيز بنا به دلايلي كه هنوز مشخص نيست به تحريم دولت مبادرت ورزيدند. استعفاي آقاي اژه اي در ميان محافل سياسي، به ويژ از خود بيگانگان اپوزوسيون نماي سبز چنان مطرح شد كه گويي آقاي اژه اي خود حامي جريان اصلاحات بوده و همواره مخالف برخورد گارد ويژه و لباس شخصي ها با مردم بوده است. حال آن كه بر همگان عيان است كه هر آن چه در ايران مي گذرد به نوعي با سازمان اطلاعات نظام گره خورده است.
آقاي باهنر، نائب رئيس مجلس نيز با لحني تند برگزاري جلسات هيئت دولت را تا معرفي كابينه جديد غير قانوني دانسته و خواهان تعطيلي جلسات اين ارگان بي بنياد شده است. همچنين نامه اي محرمانه كه به امضاي بيش از دويست نفر از نمايندگان مجلس رسيده است براي آقاي احمدي نژاد ارسال شده است. بديهي است اگر در اين نامه حرفي از تاييد و تمجيد بود، هيچگاه آن را به طور محرمانه به دست ايشان نمي رساندند.
انتظار مي رفت در اين روزهاي سخت روزنامه كيهان، حامي سر سخت دولت نهم پشت سر آقاي محمود ايشان ايستاده و از ايشان حمايت كند، اما آن چه در چند روز اخير از طريق اين نشريه وابسته منتشر شد خلاف اين را ثابت كرد. بدين ترتيب اميد آقاي احمدي نژاد فقط و فقط به صدا و سيماي ضرغامي مانده بود. اما امشب، در اخبار بيست و يك از شبكه اول سيماي جمهوري اسلامي گزارشي تحت عنوان " چرا ؟ " پخش شد و در آن با پرسيدن چراهاي متعدد در خصوص وقايع اخير به نوعي به تحليل آنچه كه نبايد اتفاق مي افتاد پرداخته شد. اما نكته جالب توجه در اين برنامه اين بود كه اين بار تير اين كمان گستاخ به سوي جبهه اصلاحات نبود. اين بار آقاي احمدي نژاد و آقاي مشايي و حتي گارد ويژه مورد نقد رسانه دولتي نظام قرار گرفت. پس از اين گزارش نيز به مدت هفت دقيقه گزارش مربوط به ديدار آقاي هاشمي با برخي از اساتيد دانشگاه پخش شد كه در اين چند هفته اخير بي سابقه بود.
قضيه را از زاويه اي ديگر بنگريم :
آقاي احمدي نژاد مسلما منتخب مردم نبوده و سمت رياست جمهوري را مديون رحمات بيت رهبري مي باشد. تاريخ همواره نشان داده كساني كه بدون پشتوانه مردمي و به صورت انتصابي به مقامي مي رسند، نهايتا توسط كساني كه قدرت را به ايشان اعطا كرده اند، بركنار خواهند شد. اين رويه نهايتا دامن آقاي احمدي نژاد را خواهد گرفت اما قضاوت درباره نحوه اعمال اين فعل را بايد در طرز تفكر رهبري و ساختارهاي شخصيتي ايشان جستجو كرد.
آقاي خامنه اي مردي است مستبد، خود راي و البته پوپوليست. ايشان ضمن اين كه مي تواند در نماز جمعه اي به آن عظمت مستبدانه سخنراني كند، مي تواند با ريختن چند قطره اشك دل همگان را به درد آورد؛ مي تواند با يك نامه سه خطي معاون اول رئيس دولت را تغيير دهد و در عين حال مي تواند در جمع همگان روي آقاي احمدي نژاد را بوسيده و او را محبوب قلبش جلوه دهد. آقاي خامنه اي مي توانست در نامه اي محرمانه خواهان عزل آقاي مشايي شود اما وي با نوشتن نامه اي غير تايپ شده ( انتظار مي رود در سطوح بالاي ديپلماتيك نامه ها به طور رسمي و تايپ شده ميان سياست مداران مبادله شود ) و چاپ آن در صفحه اول كيهان ثابت كرد كه دولت امروز ايران نه در دستان آقاي احمدي نژاد، بلكه در دستان سران بيت مي باشد.
ولي اين دوستي به اصطلاح " خاله خرسه " تا چه زمان مي تواند ادامه يابد ؟ مسلما تا زماني كه آلترناتيو ديگري چون آقاي هاشمي و شايد آقاي موسوي بتواند سرسپردگي خود را به بيت اعلام كند.
چه اتفاقي دارد مي افتد ؟ آيا موج سبز اصلاحات توانسته است خود را بر نظام ديكتارتوري ايران بقبولاند ؟ آيا مطالب ذكر شده نشان دهنده احتمال بركناري و يا به عبارت ديگر استعفاي آقاي احمدي نژاد است ؟ و يا اين كه پشت پرده و ميان دو چهره برجسته نظام، آقايان خامنه اي و هاشمي توافقي حاصل شده است ؟ در ايران چه مي گذرد ؟ اين همه كشته و زخمي براي چه ؟ براي كه ؟
از مهمترين ويژگي هاي نظام هاي ديكتاتوري غير قابل پيش بيني بودنش مي باشد. بنابراين در اين جستار تنها به تحليل آن چه كه امروز در اين مرز و بوم مي گذرد پرداخته و با يك پيش زمينه ذهني نسبي منتظر وقوع اتفاقات آينده خواهيم نشست.
بدانيد ... خيمه شب بازي نظام همچنان ادامه دارد.
مورخه پنجم امرداد سال 2548 حقوق بشري
تا چند روز ديگر آقاي محمود احمدي نژاد موظف است كابينه خود را به مجلس شوراي اسلامي معرفي كند. اين در حالي است كه در چند روز اخير تحولاتي در ساختار دولت به وقوع پيوسته است كه گمانه زني ها را مبني بر تضعيف بيش از پيش دولت جمهوري اسلامي افزايش مي دهد.
همه چيز از انتصاب آقاي مشايي به عنوان معاون اول رئيس جمهور آغاز شد. پدر زن پسر آقاي محمود احمدي نژاد در ميان ناباوري جبهه اصول گرا با حكم رئيس دولت به اين سمت نائل شد. آقاي مشايي چند ماه پيش در جمع خبرنگاران مطالبي را عنوان كرد كه تا پيش از آن هيچ يك از سران نظام نه تنها جرات بازگو كردنش را نداشتند، بلكه به شدت با اقداماتي اين چنيني به مقابله برخواسته بودند. ايشان با اشاره به دوستي ملت ايران با تمام مردم جهان _ حتي ملت اسرائيل _ كاسه صبر تندروهاي نظام را لبريز كرد و باعث شد تا حناي اين اصول گراي قديمي ديگر پيش هم انديشانش رنگي نداشته باشد.
به علاوه ايشان در جمعي كه همزمان با خواندن قرآن، دف نيز نواخته مي شد حضور يافته و به تمجيد از ايشان پرداخت، اقدامي كه تا چند سال پيش با حكم مراجع ديني، بانيانش مرتد و به قتل مي رسيدند.
در اين چند روز از آقاي شريعتمداري در روزنامه كيهان گرفته تا آقاي احمد خاتمي در نماز جمعه تهران، جملگي خواهان بركناري آقاي مشايي از اين پست شدند و نهايتا آقاي خامنه اي در نامه اي سه خطي خواست خود مبني بر عزل آقاي مشايي را به گوش رئيس جمهور انتصابي كشور رساند و ساعتي بعد آقاي احمدي نژاد در نامه سه خطي ديگري خطاب به آقاي مشايي ايشان را از سمت معاون اولي رئيس جمهور بركنار كرد.
اما اين موضوع تنها گرفتاري دولت رو به موت ايران نبود؛ در جلسه هيات دولت اتفاقاتي افتاد كه به موجب آن آقاي محسني اژه اي، وزير اطلاعات جمهوري اسلامي از سمت خود استعفا داد. آقاي صفار هرندي، وزير ارشاد اعلام كرد كه ديگر در جلسات هيئت دولت شركت نخواهد كرد و بدين طريق كناره گيري خود را اعلام كرد. از سويي وزير بهداشت و وزير كار نيز بنا به دلايلي كه هنوز مشخص نيست به تحريم دولت مبادرت ورزيدند. استعفاي آقاي اژه اي در ميان محافل سياسي، به ويژ از خود بيگانگان اپوزوسيون نماي سبز چنان مطرح شد كه گويي آقاي اژه اي خود حامي جريان اصلاحات بوده و همواره مخالف برخورد گارد ويژه و لباس شخصي ها با مردم بوده است. حال آن كه بر همگان عيان است كه هر آن چه در ايران مي گذرد به نوعي با سازمان اطلاعات نظام گره خورده است.
آقاي باهنر، نائب رئيس مجلس نيز با لحني تند برگزاري جلسات هيئت دولت را تا معرفي كابينه جديد غير قانوني دانسته و خواهان تعطيلي جلسات اين ارگان بي بنياد شده است. همچنين نامه اي محرمانه كه به امضاي بيش از دويست نفر از نمايندگان مجلس رسيده است براي آقاي احمدي نژاد ارسال شده است. بديهي است اگر در اين نامه حرفي از تاييد و تمجيد بود، هيچگاه آن را به طور محرمانه به دست ايشان نمي رساندند.
انتظار مي رفت در اين روزهاي سخت روزنامه كيهان، حامي سر سخت دولت نهم پشت سر آقاي محمود ايشان ايستاده و از ايشان حمايت كند، اما آن چه در چند روز اخير از طريق اين نشريه وابسته منتشر شد خلاف اين را ثابت كرد. بدين ترتيب اميد آقاي احمدي نژاد فقط و فقط به صدا و سيماي ضرغامي مانده بود. اما امشب، در اخبار بيست و يك از شبكه اول سيماي جمهوري اسلامي گزارشي تحت عنوان " چرا ؟ " پخش شد و در آن با پرسيدن چراهاي متعدد در خصوص وقايع اخير به نوعي به تحليل آنچه كه نبايد اتفاق مي افتاد پرداخته شد. اما نكته جالب توجه در اين برنامه اين بود كه اين بار تير اين كمان گستاخ به سوي جبهه اصلاحات نبود. اين بار آقاي احمدي نژاد و آقاي مشايي و حتي گارد ويژه مورد نقد رسانه دولتي نظام قرار گرفت. پس از اين گزارش نيز به مدت هفت دقيقه گزارش مربوط به ديدار آقاي هاشمي با برخي از اساتيد دانشگاه پخش شد كه در اين چند هفته اخير بي سابقه بود.
قضيه را از زاويه اي ديگر بنگريم :
آقاي احمدي نژاد مسلما منتخب مردم نبوده و سمت رياست جمهوري را مديون رحمات بيت رهبري مي باشد. تاريخ همواره نشان داده كساني كه بدون پشتوانه مردمي و به صورت انتصابي به مقامي مي رسند، نهايتا توسط كساني كه قدرت را به ايشان اعطا كرده اند، بركنار خواهند شد. اين رويه نهايتا دامن آقاي احمدي نژاد را خواهد گرفت اما قضاوت درباره نحوه اعمال اين فعل را بايد در طرز تفكر رهبري و ساختارهاي شخصيتي ايشان جستجو كرد.
آقاي خامنه اي مردي است مستبد، خود راي و البته پوپوليست. ايشان ضمن اين كه مي تواند در نماز جمعه اي به آن عظمت مستبدانه سخنراني كند، مي تواند با ريختن چند قطره اشك دل همگان را به درد آورد؛ مي تواند با يك نامه سه خطي معاون اول رئيس دولت را تغيير دهد و در عين حال مي تواند در جمع همگان روي آقاي احمدي نژاد را بوسيده و او را محبوب قلبش جلوه دهد. آقاي خامنه اي مي توانست در نامه اي محرمانه خواهان عزل آقاي مشايي شود اما وي با نوشتن نامه اي غير تايپ شده ( انتظار مي رود در سطوح بالاي ديپلماتيك نامه ها به طور رسمي و تايپ شده ميان سياست مداران مبادله شود ) و چاپ آن در صفحه اول كيهان ثابت كرد كه دولت امروز ايران نه در دستان آقاي احمدي نژاد، بلكه در دستان سران بيت مي باشد.
ولي اين دوستي به اصطلاح " خاله خرسه " تا چه زمان مي تواند ادامه يابد ؟ مسلما تا زماني كه آلترناتيو ديگري چون آقاي هاشمي و شايد آقاي موسوي بتواند سرسپردگي خود را به بيت اعلام كند.
چه اتفاقي دارد مي افتد ؟ آيا موج سبز اصلاحات توانسته است خود را بر نظام ديكتارتوري ايران بقبولاند ؟ آيا مطالب ذكر شده نشان دهنده احتمال بركناري و يا به عبارت ديگر استعفاي آقاي احمدي نژاد است ؟ و يا اين كه پشت پرده و ميان دو چهره برجسته نظام، آقايان خامنه اي و هاشمي توافقي حاصل شده است ؟ در ايران چه مي گذرد ؟ اين همه كشته و زخمي براي چه ؟ براي كه ؟
از مهمترين ويژگي هاي نظام هاي ديكتاتوري غير قابل پيش بيني بودنش مي باشد. بنابراين در اين جستار تنها به تحليل آن چه كه امروز در اين مرز و بوم مي گذرد پرداخته و با يك پيش زمينه ذهني نسبي منتظر وقوع اتفاقات آينده خواهيم نشست.
بدانيد ... خيمه شب بازي نظام همچنان ادامه دارد.
مورخه پنجم امرداد سال 2548 حقوق بشري
با احترام
ايران بان
با درود بسیار
پاسخ دادنحذفای کاش به تاخیر یک هفته ای جواب نامه از سوی احمدی نژاد اشاره ای می نمودید...ولی تحلیل خوبی داشتید..با سپاس از ایران بان عزیز
پاینده ایران_ شاپور