آمريكا يا اتحاديه اروپا، كدام يك ؟
واقعه يازده سپتامبر، پروژه آزادسازي افغانستان و عراق، حمايت عملي از جنبش هاي دموكراسي خواهانه از ايران گرفته تا چين و تلاش براي اثبات آمريكا به عنوان ابرقدرت جهان، همه و همه اقداماتي بود كه در دوره رياست جمهوري آقاي جرج بوش اتفاق افتاد.
در دوره هشت ساله جمهوري خواهان، آمريكا به عنوان پايتخت جهان و نور اميد ملل تحت استبداد معرفي شد. علي رغم تبليغات منفي دول ديكتاتوري آسيا و آمريكاي جنوبي و سياه جلوه دادن وضعيت عراق و افغانستان، بر همه آزاد انديشان جهان آشكار است كه دولت آمريكا در اين هشت سال تنها دولت مردم ساكن امريكا نبود، بلكه به عنوان پشتيبان ملل آزادي خواه جهان همواره به عنوان دولتي جهان شمول مورد پذيرش عمده محافل حقوق بشري جهان قرار گرفت.
در آن دوره هر بيانيه كاخ سفيد و وزارت خارجه قدرتمندش شادي و اميد را به ميان مردم مي آورد و هر اقدام سياسيش، چه با استفاده از ابزار زور و چه با راهكارهاي ديپلماتيكش مي توانست نگاه جهانيان را به طور دائم به سمت خود معطوف كند.
اما آنچه كه مانع از ادامه اين روند صعودي و دلپذير شد يكي سياست پوپوليستي دموكرات هاي آمريكا و ديگري تبليغات گسترده ضد آمريكايي در رسانه هاي غير آمريكايي بود، البته مسئله بحران اقتصادي نيز يكي از مهمترين دلايلي بود كه موجب شد مردم اين كشور به سمت حزب دموكرات گرايش يابند و كابينه اي را بر سر كار آورند كه در آغاز چهره كاريزماتيكش همگان را شيفته خود مي كرد، اما عملكرد ضعيف و متضاد با ادعاهاي پيشينش بسياري را حتي در خود آمريكا از خود منزجر ساخت.
امروز دموكرات ها به رهبري شخصي به نام آقاي اوباما بر مسند قدرت تكيه زده اند. شخصي كه برخلاف وعده هايش نه پيگير مسئله حقوق بشر است، نه مانع از افزايش تعداد كشته شدگان نيروهاي آمريكايي در خاورميانه شد، نه جلوي دادگاه هاي نظامي عليه تروريست ها را گرفت، همچنين با خفت و خواري دست دوستي به سوي زندان بانان ايران دراز كرده و براي اولين بار نظام عجيب و غريب ايران را " جمهوري " خوانده و...
مردم ايران و مناطق مسلمان نشين چين با عكس العمل غير انساني كاخ سفيد مواجه مي شوند و با بياني ناشي از عدم احساس مسئوليت وقايع اخير را در ايران و چين مسئله داخلي كشورها مي داند. وزارت خارجه در بيانيه هاي خود طوري وانمود مي كند كه اگر ايران به سلاح اتمي دست يابد باز هم مي توان با آن ها، يعني با دولت كودتايي و حكومت ديكتاتوري ايران سر ميز مذاكره نشست و ... .
با توجه به آن چه در بالا بيان شد در مي يابيم كه ديگر دل خوش كردن به حمايت هاي كاخ سفيد كاري است عبس و بيهوده. بنابراين ملل تحت ظلم جهان دنبال آلترناتيو ديگري خواهند رفت تا از حمايت هاي ايشان بهره مند شوند. در ميان قدرت هاي بين المللي زين پس نگاه ها به سوي اتحاديه اروپا خواهد بود. عملكرد فوق العاده اين نهاد دموكراتيك و مردم گرا باعث شده است تا پيام هاي هر يك از سران اين اتحاديه بارها ارزشمند تر از سخنراني هاي محتاطانه آقاي اوباما جلوه كند. در تظاهرات اخير ايران و اوراورچي چين، اين اتحاديه به شدت از مواضع معترضين حمايت كرده و عملا توانست در مسئله حقوق بشر و تلاش براي احقاق دموكراسي در جهان از دولت آمريكا پيشي گيرد.
هر چند رسانه هاي آمريكايي تمام تلاش خود را براي بزرگ جلوه دادن آقاي اوباما به كار بستند و تمام پيام هايش را به طور زنده و مستقيم پخش كرده و روزها به تمجيد از آن پرداختند؛ هر چند سناي آمريكا بودجه قابل توجهي براي كمك به رسانه هاي اين كشور جهت رساندن اطلاعات و اخبار به صورت گسترده به مردم خاورميانه را تصويب كرده است، اما اقدام هر يك از دول اروپايي به ويژه فرانسه و ايتاليا ( منصفانه نيست از كشورهايي چون آلمان و سوئد يادي نكنيم ) بسيار مثبت تر و تاثير گذارتر از عملكرد ضعيف كاخ سفيد بود.
ادامه اين روند برگي تازه در تاريخ جهان خواهد گشود و آن تبديل اتحاديه اروپا به عنوان برجسته ترين ابر قدرت سياسي در جهان است.
در دوره هشت ساله جمهوري خواهان، آمريكا به عنوان پايتخت جهان و نور اميد ملل تحت استبداد معرفي شد. علي رغم تبليغات منفي دول ديكتاتوري آسيا و آمريكاي جنوبي و سياه جلوه دادن وضعيت عراق و افغانستان، بر همه آزاد انديشان جهان آشكار است كه دولت آمريكا در اين هشت سال تنها دولت مردم ساكن امريكا نبود، بلكه به عنوان پشتيبان ملل آزادي خواه جهان همواره به عنوان دولتي جهان شمول مورد پذيرش عمده محافل حقوق بشري جهان قرار گرفت.
در آن دوره هر بيانيه كاخ سفيد و وزارت خارجه قدرتمندش شادي و اميد را به ميان مردم مي آورد و هر اقدام سياسيش، چه با استفاده از ابزار زور و چه با راهكارهاي ديپلماتيكش مي توانست نگاه جهانيان را به طور دائم به سمت خود معطوف كند.
اما آنچه كه مانع از ادامه اين روند صعودي و دلپذير شد يكي سياست پوپوليستي دموكرات هاي آمريكا و ديگري تبليغات گسترده ضد آمريكايي در رسانه هاي غير آمريكايي بود، البته مسئله بحران اقتصادي نيز يكي از مهمترين دلايلي بود كه موجب شد مردم اين كشور به سمت حزب دموكرات گرايش يابند و كابينه اي را بر سر كار آورند كه در آغاز چهره كاريزماتيكش همگان را شيفته خود مي كرد، اما عملكرد ضعيف و متضاد با ادعاهاي پيشينش بسياري را حتي در خود آمريكا از خود منزجر ساخت.
امروز دموكرات ها به رهبري شخصي به نام آقاي اوباما بر مسند قدرت تكيه زده اند. شخصي كه برخلاف وعده هايش نه پيگير مسئله حقوق بشر است، نه مانع از افزايش تعداد كشته شدگان نيروهاي آمريكايي در خاورميانه شد، نه جلوي دادگاه هاي نظامي عليه تروريست ها را گرفت، همچنين با خفت و خواري دست دوستي به سوي زندان بانان ايران دراز كرده و براي اولين بار نظام عجيب و غريب ايران را " جمهوري " خوانده و...
مردم ايران و مناطق مسلمان نشين چين با عكس العمل غير انساني كاخ سفيد مواجه مي شوند و با بياني ناشي از عدم احساس مسئوليت وقايع اخير را در ايران و چين مسئله داخلي كشورها مي داند. وزارت خارجه در بيانيه هاي خود طوري وانمود مي كند كه اگر ايران به سلاح اتمي دست يابد باز هم مي توان با آن ها، يعني با دولت كودتايي و حكومت ديكتاتوري ايران سر ميز مذاكره نشست و ... .
با توجه به آن چه در بالا بيان شد در مي يابيم كه ديگر دل خوش كردن به حمايت هاي كاخ سفيد كاري است عبس و بيهوده. بنابراين ملل تحت ظلم جهان دنبال آلترناتيو ديگري خواهند رفت تا از حمايت هاي ايشان بهره مند شوند. در ميان قدرت هاي بين المللي زين پس نگاه ها به سوي اتحاديه اروپا خواهد بود. عملكرد فوق العاده اين نهاد دموكراتيك و مردم گرا باعث شده است تا پيام هاي هر يك از سران اين اتحاديه بارها ارزشمند تر از سخنراني هاي محتاطانه آقاي اوباما جلوه كند. در تظاهرات اخير ايران و اوراورچي چين، اين اتحاديه به شدت از مواضع معترضين حمايت كرده و عملا توانست در مسئله حقوق بشر و تلاش براي احقاق دموكراسي در جهان از دولت آمريكا پيشي گيرد.
هر چند رسانه هاي آمريكايي تمام تلاش خود را براي بزرگ جلوه دادن آقاي اوباما به كار بستند و تمام پيام هايش را به طور زنده و مستقيم پخش كرده و روزها به تمجيد از آن پرداختند؛ هر چند سناي آمريكا بودجه قابل توجهي براي كمك به رسانه هاي اين كشور جهت رساندن اطلاعات و اخبار به صورت گسترده به مردم خاورميانه را تصويب كرده است، اما اقدام هر يك از دول اروپايي به ويژه فرانسه و ايتاليا ( منصفانه نيست از كشورهايي چون آلمان و سوئد يادي نكنيم ) بسيار مثبت تر و تاثير گذارتر از عملكرد ضعيف كاخ سفيد بود.
ادامه اين روند برگي تازه در تاريخ جهان خواهد گشود و آن تبديل اتحاديه اروپا به عنوان برجسته ترين ابر قدرت سياسي در جهان است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر