نامه اي سرگشاده خطاب به آقاي دكتر عليرضا نوري زاده :
استقلال آزادي جمهوري ايراني
دكتر نوري زاده گرامي درود بر شما. بارها برايتان ايميل ارسال كرده و ضمن تشكر و قدرداني از زحماتتان، كمي جسارت به خرج داده و نقدي را بر گفته هايتان ايراد داشتم. متاسفانه در طول اين چهار پنج ماه نه تنها پاسخي دريافت نكردم ( انتظار دريافت پاسخ را نيز نداشتم )، بلكه كوچكترين اشاره اي به اين انتقادات چه در برنامه هاي خود در كانال يك و چه در صداي آمريكا نداشته ايد. زين رو اين بار دردنامه خود را به صورت سرگشاده انتشار مي دهم شايد تلنگري باشد براي جويندگان حقيقت.
از انتصابات گرفته تا امروز دكتر نوري زاده محبوب ما ديگر آن چهره كاريزماتيك را ندارد. ابتدا ما را دعوت به شركت در خيمه شب بازي بيست و دو خرداد كرديد و بعد از اقايان موسوي و كروبي بت هايي ساختيد كه ديگر حتي به دست ابراهيم بت شكن نيز قابل تخريب نيست. هر گاه نيز اين دو بت كمي بي راهه مي روند و از مردم دور مي شوند دستي به چهره ايشان مي كشيد و مظلوم تر از هميشه جلوه مي دهيد.
در اين متن نه قصد دارم آقاي موسوي را به خاطر تاكيدش بر عبارت " جمهوري اسلامي " نقد كنم و نه اقاي كروبي را به خاطر رنگ امامه. سرور گرامي نقد اينجانب خطاب به كسي است كه روزي افشا گر زندان هاي بنياد شهيد بود. كسي كه در گفتارش هيچ ترحمي به سران جمهوري اسلامي ديده نمي شد و همواره ملت و خواستش را بر هر چيزي ارجعيت مي داد.
امروز در برنامه دو روز اول به ميزباني آقاي فرهودي بار ديگر چهره رو به زوال موسوي را پيرايش كرده و كمي نيز به ظاهر كروبي پرداختيد !!! در پاسخ به ايميل يكي از سربازان حقيقي ايران در خصوص شعار " جمهوري ايراني " اين طور ابراز داشتيد كه اينان تنها دو گروه اندك بودند و بقيه ملت شعارهاي ديگري سر مي دادند. همچنين از سرور همايون نيز اين گونه نقل كرديد كه ايشان نيز اين شعار را عامل سركوب بيشتر مي دانند و ... در ادامه نيز سخن بانوي ميهن پرستي را كه از سوئد تماس گرفته بود و ادعا مي كرد از دل جامعه خبر دارد و مي داند كه اين ملت " جمهوري ايراني " مي خواهند را نشنيده گرفتيد و پاسخ نداديد.
1. من به عنوان يك جوان ايراني، كسي كه روزانه با دهها نفر چه در شهر محل سكونت خود و چه فراتر، در كل كشور ارتباط دارم با قاطعيت اعلام مي كنم كمتر كسي در اين جنبش فعاليت مي كند و خواستي غير از " جمهوري ايراني " دارد.
2. مي فرماييد اين شعار راديكال است و موجب سركوب شديد ملت مي شود. كمي بي انديشيد ... مگر ندا اقا سلطان، سهراب اعرابي و بسياري ديگر از شهداي راه ايران- راه آزادي شعارهايي با اين مزامين دادند كه توسط جلادان نظام كشته شدند؟ آيا مگر سهراب اعرابي و امثال ايشان خواسته اي فراتر از ابطال انتصابات داشتند كه اين گونه سركوب شدند ؟ از چه بايد بترسيم ؟ گلوله ؟ باتوم ؟ گاز فلفل ؟ وقتي پاسخ شعارهاي سطح پائيني مانند " يا حسين مير حسين " با گلوله جواب داده مي شود چرا بايد بترسيم و از بيان آنچه كه بدان باور داريم پرهيز كنيم ؟
3. زماني كه فرموديد كساني كه فرياد " جمهوري ايراني " سر دادند دو گروه كوچك بودند، ياد سخن معروف احمدي نژاد افتادم كه ملتي با اين عظمت را " خس و خاشاك " خواند، با اين تفاوت كه شما كمي مودبانه تر مطرح كرديد.
4. در تكميل بند قبل تقاضا دارم سري به سايت يوتوب بزنيد و ببيند چقدر از فيلم هاي تظاهرات مزين به واژه " جمهوري ايراني " است. اگر امروز صداي آمريكا و بي بي سي تصميم گرفته اند اين گروه از تظاهر كنندگان را سانسور كرده و فرياد هاي " جمهوري ايراني " را پخش نكنند و بدين طريق سعي در فراموشي اين شعار كنند بحث ديگري است كه در نقد رسانه هاي به ظاهر آزاد بدان خواهم پرداخت.
5. شما آقاي اوباما را قهرمان حقوق بشر خوانديد ... در اين مورد حتي مايل نيستم كلمه اي بنويسم. كارنامه سياه اوباما در چند ماه اخير باعث شرم هر انسان آزادي خواه و آزاد انديشي است.
نتيجه : ضمن تشكر مجدد بخاطر تلاشتان در راه ايران و ايراني يادآور مي شوم ما خس و خاشاك " جمهوري ايراني " خواه را ناديده نگيريد. امروز شعار " استقلال آزادي جمهوري ايراني " بسيار بيشتر و گسترده تر از هر شعاري يا به صورت شب نامه و يا به صورت ديوار نويس در حال انتشار است و ما كساني كه از سراغاز زندگي، بدون چشيدن طعم ازادي تن به ظلت نداديم و خواست خود را بدون خود سانسوري همواره مطرح كرده، مي كنيم و خواهيم كرد.
با سپاس فراوان
ايران بان
پاينده ايران
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر