۱۳۸۸ مرداد ۸, پنجشنبه

ابر قدرت فردا

آمريكا يا اتحاديه اروپا، كدام يك ؟
واقعه يازده سپتامبر، پروژه آزادسازي افغانستان و عراق، حمايت عملي از جنبش هاي دموكراسي خواهانه از ايران گرفته تا چين و تلاش براي اثبات آمريكا به عنوان ابرقدرت جهان، همه و همه اقداماتي بود كه در دوره رياست جمهوري آقاي جرج بوش اتفاق افتاد.

در دوره هشت ساله جمهوري خواهان، آمريكا به عنوان پايتخت جهان و نور اميد ملل تحت استبداد معرفي شد. علي رغم تبليغات منفي دول ديكتاتوري آسيا و آمريكاي جنوبي و سياه جلوه دادن وضعيت عراق و افغانستان، بر همه آزاد انديشان جهان آشكار است كه دولت آمريكا در اين هشت سال تنها دولت مردم ساكن امريكا نبود، بلكه به عنوان پشتيبان ملل آزادي خواه جهان همواره به عنوان دولتي جهان شمول مورد پذيرش عمده محافل حقوق بشري جهان قرار گرفت.

در آن دوره هر بيانيه كاخ سفيد و وزارت خارجه قدرتمندش شادي و اميد را به ميان مردم مي آورد و هر اقدام سياسيش، چه با استفاده از ابزار زور و چه با راهكارهاي ديپلماتيكش مي توانست نگاه جهانيان را به طور دائم به سمت خود معطوف كند.

اما آنچه كه مانع از ادامه اين روند صعودي و دلپذير شد يكي سياست پوپوليستي دموكرات هاي آمريكا و ديگري تبليغات گسترده ضد آمريكايي در رسانه هاي غير آمريكايي بود، البته مسئله بحران اقتصادي نيز يكي از مهمترين دلايلي بود كه موجب شد مردم اين كشور به سمت حزب دموكرات گرايش يابند و كابينه اي را بر سر كار آورند كه در آغاز چهره كاريزماتيكش همگان را شيفته خود مي كرد، اما عملكرد ضعيف و متضاد با ادعاهاي پيشينش بسياري را حتي در خود آمريكا از خود منزجر ساخت.

امروز دموكرات ها به رهبري شخصي به نام آقاي اوباما بر مسند قدرت تكيه زده اند. شخصي كه برخلاف وعده هايش نه پيگير مسئله حقوق بشر است، نه مانع از افزايش تعداد كشته شدگان نيروهاي آمريكايي در خاورميانه شد، نه جلوي دادگاه هاي نظامي عليه تروريست ها را گرفت، همچنين با خفت و خواري دست دوستي به سوي زندان بانان ايران دراز كرده و براي اولين بار نظام عجيب و غريب ايران را " جمهوري " خوانده و...

مردم ايران و مناطق مسلمان نشين چين با عكس العمل غير انساني كاخ سفيد مواجه مي شوند و با بياني ناشي از عدم احساس مسئوليت وقايع اخير را در ايران و چين مسئله داخلي كشورها مي داند. وزارت خارجه در بيانيه هاي خود طوري وانمود مي كند كه اگر ايران به سلاح اتمي دست يابد باز هم مي توان با آن ها، يعني با دولت كودتايي و حكومت ديكتاتوري ايران سر ميز مذاكره نشست و ... .

با توجه به آن چه در بالا بيان شد در مي يابيم كه ديگر دل خوش كردن به حمايت هاي كاخ سفيد كاري است عبس و بيهوده. بنابراين ملل تحت ظلم جهان دنبال آلترناتيو ديگري خواهند رفت تا از حمايت هاي ايشان بهره مند شوند. در ميان قدرت هاي بين المللي زين پس نگاه ها به سوي اتحاديه اروپا خواهد بود. عملكرد فوق العاده اين نهاد دموكراتيك و مردم گرا باعث شده است تا پيام هاي هر يك از سران اين اتحاديه بارها ارزشمند تر از سخنراني هاي محتاطانه آقاي اوباما جلوه كند. در تظاهرات اخير ايران و اوراورچي چين، اين اتحاديه به شدت از مواضع معترضين حمايت كرده و عملا توانست در مسئله حقوق بشر و تلاش براي احقاق دموكراسي در جهان از دولت آمريكا پيشي گيرد.

هر چند رسانه هاي آمريكايي تمام تلاش خود را براي بزرگ جلوه دادن آقاي اوباما به كار بستند و تمام پيام هايش را به طور زنده و مستقيم پخش كرده و روزها به تمجيد از آن پرداختند؛ هر چند سناي آمريكا بودجه قابل توجهي براي كمك به رسانه هاي اين كشور جهت رساندن اطلاعات و اخبار به صورت گسترده به مردم خاورميانه را تصويب كرده است، اما اقدام هر يك از دول اروپايي به ويژه فرانسه و ايتاليا ( منصفانه نيست از كشورهايي چون آلمان و سوئد يادي نكنيم ) بسيار مثبت تر و تاثير گذارتر از عملكرد ضعيف كاخ سفيد بود.

ادامه اين روند برگي تازه در تاريخ جهان خواهد گشود و آن تبديل اتحاديه اروپا به عنوان برجسته ترين ابر قدرت سياسي در جهان است.

۱۳۸۸ مرداد ۷, چهارشنبه

ادامه خيمه شب بازي_2

چه كسي رئيس قوه قضائيه خواهد شد ؟
در جستار پيش به بررسي احتمال برقراي توافقي بين سران دو گروه اصلاحات و كودتاچي ها مورد بررسي قرار گرفت. در ادامه از زاويه اي ديگر به وقايع چند روز اخير مي نگريم :

استعفاي آقاي اژه اي، آن هم در زماني كه خونكدة قوه قضائيه اربابش بار سفر را بسته كمي شك برانگيز است. قاضي پرونده آقاي كرباسچي در بيش از يازده سال پيش، مردي كه به جاي استفاده از زبان براي تكلم از دندان براي اعمال زور و گاز گرفتن سر شانه آقاي سحر خيز خود را به عنوان نمادي تمسخر آميز از يك روحاني سياسي به جامعه معرفي كرده امروز بدون پست اجرايي خاصي منتظر روزهاي آتي است.

بر مباني يك تجربه تقريبا سي ساله در نظام قاتل سالار ايران اگر كسي از سران نظام از حكم خود استعفا دهد، در مقامي ديگر و با نشاني ارزشمند تر بار ديگر فعاليت هاي سياسي خود را ادامه مي دهد. مسلما همين وضعيت براي اقاي اژه اي نيز اتفاق خواهد افتاد، اما اين كه او رئيس قوه قضائيه شود كمي بعيد به نظر مي رسد ولي بايد در نظر گرفت مهره اي اساسي از صفحه شطرنج نظام بيرون نشسته و يقينا رهبران نظام براي ايشان كرسي مناسبي خواهند يافت.

از طرفي اقاي احمدي نژاد قائم مقامي وزارت اطلاعات را در دست گرفته و عملا سازمان اطلاعات را زير بال و پر خود گرفته است. در ضمن مراسم حضور آقاي احمدي نژاد در مجلس براي گرفتن راي اعتماد به تاريخ 14 امرداد، سالروز پيروزي نهضت مشروطه موكول شده است.

اما باز برمي گرديم به نظريه مطرح شده در نوشتار پيشين؛ بازداشتگاه كهريزك به دستور شخص رهبري تعطيل مي شود. آقاي حجاريان در خبري مسرت بخش از زندان اوين آزاد مي شود. مجلس سه سازمان گردشگري، تربيت بدني و بنياد شهيد را در طرحي يك فوريتي از سازمان به وزارت خانه تغيير داده و بدين ترتيب شخص رئيس جمهور نمي تواند بدون نظر مجلس ، كسي را از معاونان خود به رياست اين نهادها برساند، و در نهايت رهبر كشور از وقوع برخي از اشتباهات در چند هفته گذشته خبر مي دهد و ...

در كنار اين ها وضعيت هم ميهنانمان در اردوگاه اشرف نيز حائز اهميت است. دولت عراق در اقدامي قابل پيش بيني به اردوگاه حمله كرده و قصد دارد مديريت آن را در دست گيرد. اين در حالي است كه واشنگتن متعهد شده بود در صورت خلع سلاح اين گروه، تامين امنيت شهروندان ايراني اين كمپ را مستقيما عهده دار شود. هر چند بسياري از ما با آرمان هاي اين گروه سابق تروريستي مخالفيم اما كشته شدن هر انساني به صرف داشتن عقيده و مرامي خاص قويا محكوم است.

باز هم تاكيد مي كنم در اين مقاله به هيچ عنوان قصد پيش بيني و پيشگويي نداشته و اين مطلب صرفا جنبه تحليل دارد.

در نوشتار بعدي به رابطه اتحاديه اروپا و واشنگتن پرداخته و چشم انداز آينده جهان را از منظري كه تا امروز باب گفتگو در خصوص ان باز نشده است، مي پردازم.

۱۳۸۸ مرداد ۶, سه‌شنبه

ادامه خيمه شب بازي

آيا آقاي احمدي نژاد بركنار مي شود ؟

تا چند روز ديگر آقاي محمود احمدي نژاد موظف است كابينه خود را به مجلس شوراي اسلامي معرفي كند. اين در حالي است كه در چند روز اخير تحولاتي در ساختار دولت به وقوع پيوسته است كه گمانه زني ها را مبني بر تضعيف بيش از پيش دولت جمهوري اسلامي افزايش مي دهد.

همه چيز از انتصاب آقاي مشايي به عنوان معاون اول رئيس جمهور آغاز شد. پدر زن پسر آقاي محمود احمدي نژاد در ميان ناباوري جبهه اصول گرا با حكم رئيس دولت به اين سمت نائل شد. آقاي مشايي چند ماه پيش در جمع خبرنگاران مطالبي را عنوان كرد كه تا پيش از آن هيچ يك از سران نظام نه تنها جرات بازگو كردنش را نداشتند، بلكه به شدت با اقداماتي اين چنيني به مقابله برخواسته بودند. ايشان با اشاره به دوستي ملت ايران با تمام مردم جهان _ حتي ملت اسرائيل _ كاسه صبر تندروهاي نظام را لبريز كرد و باعث شد تا حناي اين اصول گراي قديمي ديگر پيش هم انديشانش رنگي نداشته باشد.

به علاوه ايشان در جمعي كه همزمان با خواندن قرآن، دف نيز نواخته مي شد حضور يافته و به تمجيد از ايشان پرداخت، اقدامي كه تا چند سال پيش با حكم مراجع ديني، بانيانش مرتد و به قتل مي رسيدند.

در اين چند روز از آقاي شريعتمداري در روزنامه كيهان گرفته تا آقاي احمد خاتمي در نماز جمعه تهران، جملگي خواهان بركناري آقاي مشايي از اين پست شدند و نهايتا آقاي خامنه اي در نامه اي سه خطي خواست خود مبني بر عزل آقاي مشايي را به گوش رئيس جمهور انتصابي كشور رساند و ساعتي بعد آقاي احمدي نژاد در نامه سه خطي ديگري خطاب به آقاي مشايي ايشان را از سمت معاون اولي رئيس جمهور بركنار كرد.

اما اين موضوع تنها گرفتاري دولت رو به موت ايران نبود؛ در جلسه هيات دولت اتفاقاتي افتاد كه به موجب آن آقاي محسني اژه اي، وزير اطلاعات جمهوري اسلامي از سمت خود استعفا داد. آقاي صفار هرندي، وزير ارشاد اعلام كرد كه ديگر در جلسات هيئت دولت شركت نخواهد كرد و بدين طريق كناره گيري خود را اعلام كرد. از سويي وزير بهداشت و وزير كار نيز بنا به دلايلي كه هنوز مشخص نيست به تحريم دولت مبادرت ورزيدند. استعفاي آقاي اژه اي در ميان محافل سياسي، به ويژ از خود بيگانگان اپوزوسيون نماي سبز چنان مطرح شد كه گويي آقاي اژه اي خود حامي جريان اصلاحات بوده و همواره مخالف برخورد گارد ويژه و لباس شخصي ها با مردم بوده است. حال آن كه بر همگان عيان است كه هر آن چه در ايران مي گذرد به نوعي با سازمان اطلاعات نظام گره خورده است.

آقاي باهنر، نائب رئيس مجلس نيز با لحني تند برگزاري جلسات هيئت دولت را تا معرفي كابينه جديد غير قانوني دانسته و خواهان تعطيلي جلسات اين ارگان بي بنياد شده است. همچنين نامه اي محرمانه كه به امضاي بيش از دويست نفر از نمايندگان مجلس رسيده است براي آقاي احمدي نژاد ارسال شده است. بديهي است اگر در اين نامه حرفي از تاييد و تمجيد بود، هيچگاه آن را به طور محرمانه به دست ايشان نمي رساندند.

انتظار مي رفت در اين روزهاي سخت روزنامه كيهان، حامي سر سخت دولت نهم پشت سر آقاي محمود ايشان ايستاده و از ايشان حمايت كند، اما آن چه در چند روز اخير از طريق اين نشريه وابسته منتشر شد خلاف اين را ثابت كرد. بدين ترتيب اميد آقاي احمدي نژاد فقط و فقط به صدا و سيماي ضرغامي مانده بود. اما امشب، در اخبار بيست و يك از شبكه اول سيماي جمهوري اسلامي گزارشي تحت عنوان " چرا ؟ " پخش شد و در آن با پرسيدن چراهاي متعدد در خصوص وقايع اخير به نوعي به تحليل آنچه كه نبايد اتفاق مي افتاد پرداخته شد. اما نكته جالب توجه در اين برنامه اين بود كه اين بار تير اين كمان گستاخ به سوي جبهه اصلاحات نبود. اين بار آقاي احمدي نژاد و آقاي مشايي و حتي گارد ويژه مورد نقد رسانه دولتي نظام قرار گرفت. پس از اين گزارش نيز به مدت هفت دقيقه گزارش مربوط به ديدار آقاي هاشمي با برخي از اساتيد دانشگاه پخش شد كه در اين چند هفته اخير بي سابقه بود.

قضيه را از زاويه اي ديگر بنگريم :

آقاي احمدي نژاد مسلما منتخب مردم نبوده و سمت رياست جمهوري را مديون رحمات بيت رهبري مي باشد. تاريخ همواره نشان داده كساني كه بدون پشتوانه مردمي و به صورت انتصابي به مقامي مي رسند، نهايتا توسط كساني كه قدرت را به ايشان اعطا كرده اند، بركنار خواهند شد. اين رويه نهايتا دامن آقاي احمدي نژاد را خواهد گرفت اما قضاوت درباره نحوه اعمال اين فعل را بايد در طرز تفكر رهبري و ساختارهاي شخصيتي ايشان جستجو كرد.

آقاي خامنه اي مردي است مستبد، خود راي و البته پوپوليست. ايشان ضمن اين كه مي تواند در نماز جمعه اي به آن عظمت مستبدانه سخنراني كند، مي تواند با ريختن چند قطره اشك دل همگان را به درد آورد؛ مي تواند با يك نامه سه خطي معاون اول رئيس دولت را تغيير دهد و در عين حال مي تواند در جمع همگان روي آقاي احمدي نژاد را بوسيده و او را محبوب قلبش جلوه دهد. آقاي خامنه اي مي توانست در نامه اي محرمانه خواهان عزل آقاي مشايي شود اما وي با نوشتن نامه اي غير تايپ شده ( انتظار مي رود در سطوح بالاي ديپلماتيك نامه ها به طور رسمي و تايپ شده ميان سياست مداران مبادله شود ) و چاپ آن در صفحه اول كيهان ثابت كرد كه دولت امروز ايران نه در دستان آقاي احمدي نژاد، بلكه در دستان سران بيت مي باشد.

ولي اين دوستي به اصطلاح " خاله خرسه " تا چه زمان مي تواند ادامه يابد ؟ مسلما تا زماني كه آلترناتيو ديگري چون آقاي هاشمي و شايد آقاي موسوي بتواند سرسپردگي خود را به بيت اعلام كند.


چه اتفاقي دارد مي افتد ؟ آيا موج سبز اصلاحات توانسته است خود را بر نظام ديكتارتوري ايران بقبولاند ؟ آيا مطالب ذكر شده نشان دهنده احتمال بركناري و يا به عبارت ديگر استعفاي آقاي احمدي نژاد است ؟ و يا اين كه پشت پرده و ميان دو چهره برجسته نظام، آقايان خامنه اي و هاشمي توافقي حاصل شده است ؟ در ايران چه مي گذرد ؟ اين همه كشته و زخمي براي چه ؟ براي كه ؟

از مهمترين ويژگي هاي نظام هاي ديكتاتوري غير قابل پيش بيني بودنش مي باشد. بنابراين در اين جستار تنها به تحليل آن چه كه امروز در اين مرز و بوم مي گذرد پرداخته و با يك پيش زمينه ذهني نسبي منتظر وقوع اتفاقات آينده خواهيم نشست.


بدانيد ... خيمه شب بازي نظام همچنان ادامه دارد.

مورخه پنجم امرداد سال 2548 حقوق بشري

با احترام
ايران بان

۱۳۸۸ تیر ۳۰, سه‌شنبه

هر چه پيش آيد خوش نيايد

زمان مي گذرد، خون ها بر كف خيابان ها در حالا خشكيدن است. الله اكبرها جاي خود را به طنز شبانه داده و رنگ سبز ديگر گيرايي سابق را ندارد. چرا؟ كجاست آن شور و شوق دوران انتصابات ؟ كجايند آن مردماني كه با عشق به اصلاحات و " نه " به آقاي احمدي نژاد ايران را عطرآگين كردند ؟ كجايند رهبراني كه مردم را پاي صندوق هاي راي كشاندند و بعد خواهان ابطال آرا شدند؟

بيش از يك ماه گذشته و هر روز موج سبز ملت ايران در حال فروكش كردن است. آيا مردم مقصرند؟ به هيچ عنوان؛ ملتي كه با خون خود نام آزادي را بر سنگ فرش خيابان‌ها حك كرده است، مردماني كه ايراني را آن طور كه هست به جهانيان نشان دادند و انسان هايي كه بدور از هر زنده باد و مرده باد سر در راه مملكت نهادند نمي توانند مقصر باشند.

متاسفانه تا بدين جا جريان اصلاحات و به ويژه بانيانش نتوانسته و يا شايد نخواسته اند اين موج سبز را به ساحل برسانند. امروز آقاي موسوي كجاست ؟ از آقاي كروبي چه خبر؟ آقاي خاتمي هم كمتر شور و شوق سابق را دارند. آقاي هاشمي هم كه ... .

در انقلاب نارنجي اوكراين يكي از عوامل پيروز اين قيام حضور دائمي و موثر مردم و رهبرانشان، به ويژه شخص آقاي يوشچنكو در ميان مردم بود. در اوكراين رهبران به مردم مسير را نشان مي دادند و خود در مقام رهبري فعاليت هاي خويش را پيگيري مي كردند. اما امروز در ايران نه تنها رهبران ظاهري جنبش در مقام رهبري نيستند، بلكه خود را در سمت دنباله رو مردم قرار داده اند و ملت هر سو رود اين كسان به اصلاح ليدر را دنبال خود مي كشاند.

اگر امروز مردم به خيابان ها آيند و انقلاب آزادي ايران را پيگير كنند، آقايان موسوي و هاشمي و ... به صحنه خواهند آمد و خود را رهبر معرفي مي كنند؛ ولي اگر اين موج سبز در نتيجه عدم وقوع جزر و مد از بين رفته و ماهيتش را از دست دهد همين چهره‌ها سكوت كرده و هر از چند گاهي، آن هم بسيار محدود و كنترل شده در اين خاكستر گرم مي دمند و آتش را كمي شعله ور مي سازند، شعله بيرون مي آيد و تا قصد زبانه كشيدن مي كند آبي سرد بر پيكرش مي ريزند و اين رويه آنقدر ادامه پيدا خواهد كرد تا جز دودي غليظ نشاني از اين آتش اهورايي برجاي نماند.

البته اكنون نمي توان هيچ يك از سران اصلاحات را محكوم به خيانت و پشت كردن به مردم كرد، اما قراين و شواهد و روند نزولي و رو به موت جريان زمينه را براي اين بدگماني مساعد مي كند.

همين مسائل است كه باعث شده هيچ گاه نتوانم به چيزي به نام اصلاحات و به اشخاصي به نام اصلاح طلب در اين ساختار منقبض و بسته ايمان بياورم.

ايران بان

۱۳۸۸ تیر ۲۶, جمعه

نماز تعطيل ....

امروز جمعه، مورخه بيست و ششم سال 2548 پاسارگاد

بالاخره آقاي رفسنجاني در نماز جمعه تهران حاضر شد. همان طور كه پيش بيني مي شد بسيار محتاطانه عمل كرد و تلاش كرد هيچ گروهي را نرنجاند. از شوراي نگهبان خرده گرفت و غير مستقيم از رهبري حمايت كرد؛ از احتمال تقلب گفت و از حفظ وحدت اسلامي؛ از بازداشت ها و حوادث اخير ياد كرد و از قداست نظام سخن گفت و ...

اما چيزي كه مرا وادار به نوشتن كرد اين بار نه شخص آقاي هاشمي، بلكه عملكرد رسانه هاي جمعي بود. صدا و سيماي ايران با اشاره به بخشي از سخنان آقاي هاشمي كه خوشايند بيت بود اخبار نماز جمعه را آن طور كه هميشه منعكس كرده بود، بازتاب داد. به هر روي رسانه دولتي است و انتظاري بيش از اين هم نمي توان داشت.

اما بنگريد به خبرگزاري هاي فارسي زبان خارج از كشور. چنان از كاه كوهي ساختند كه هر كس نداند فكر مي كند آقاي هاشمي بر عليه آقاي خامنه اي اعلام جهاد كرده است. چنان از هر كلمه اي تعابير و تفاسيري در آوردند كه بايد تمامي مفسران قرآن جمع شوند و در مقابل اين همه فن و هنر لنگ اندازي كنند.

اي كاش همه مردم اين ديار كارشناس بودند و بدون نياز به تحليل ديگران از اين " ضيافت خودي ها " !!! توشه اي برمي داشتند.